شعر و غزل عاشقانه
!درد من حصار برکه نیست، درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده
(هر چی دوست داری جواب بده! شعر، فحش، نظر، دعا، نصیحت، التماس، طلب مغفرت، یا هر چیز دیگه ای که دوست داری روی سنگ قبرم باشه. فقط خواهش می کنم نظر بده.) ممنون
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
FA
تو عاشق شدی... با اخلاص ... دل دادی ... با همه چیز برای او جنگیدی
از هیچ چیز برایش دریغ نکردی قدر ندانست .لیاقت نداشت ... رفت و
...الان تنهایی! محکم راه برو... گناه که نکردی عاشق شدی سرتو بگیر بالا!!.. اگر اورفت
به خدای عشق سلام کن
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
FA
رو به تو سُجده میکنم دری به کعبه باز نیست
بس که طواف
کردمت مرا به حج نیاز نیست
به هر طرف نظر
کنم نماز من نماز نیست
مرا به بند می
کشی از این رهاترم کنی
زخم نمیزنی به
من که مبتلاترم کنی
از همه توبه
میکنم بلکه تو باورم کنی
قلب من از
صدای تو چه عاشقانه کوک شد
تمام پرسه های
من کنار تو سلوک شد
عذاب میکشم
ولی عذاب من گناه نیست
وقتی شکنجه گر
تویی شکنجه اشتباه نیست از یه جایی به بعد . . . مرض چک کردن موبایلت خوب میشه حتی یه وقتایی یادت می ره گوشی داری... از یه جایی به بعد . . . دیگه دوس نداری هیچکس رو به خلوت خودت راه بدی
حتی اگه تنهایی کلافه ات کرده باشه... از یه جایی به بعد . . . وقتی کسی بهت می گه دوست دارم لبخند میزنی و ازش فاصله میگیری... از یه جایی به بعد . . . فقط یه حس داری حس بی تفاوتی نه از دوست داشتن ها خوشحال میشی و نه از دوست نداشتن ها ناراحت... از یه جایی به بعد . . . توی هیجان انگیز ترین لحظه ها هم فقط نگاه می کنی... از یه جایی به بعد . . . دلم؛ گاهی می گیرد! گاهی می سوزد! و حتی گاهی، گاهی نه ، خِیلی وقت ها "می شکند" از من نرنــــــــــج… نه مغــــــرورم نه بي احســـــاس… فقط خســــته ام… خسته از اعتــــــمادي بيــــجا … !!! پسر: تو تا حالاسکس داشتی ؟ دختر : نه نداشتم. پسر: چرا ؟ دختر : چون که نمیخوام. پسر: ولی سکس یه نیازه! دختر : واسه من نیست. پسر: اصلا روشن فکرنیستی! دختر : اینارو به خواهرتم گفتی ؟ پسر: :| دختر : پس خفه شو!!! پس از اَفرینش اَدم خدا گفت به او: نازنینم اَدم.... با تو رازی دارم !.. اندکی پیشتر اَی .. اَدم اَرام و نجیب ، اَمد پیش !!. ... زیر چشمی به خدا می نگریست !.. محو لبخند غم آلود خدا ! .. دلش انگار گریست . نازنینم اَدم!!. قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید !!!.. یاد من باش ... که بس تنهایم !!. بغض آدم ترکید ، .. گونه هایش لرزید !! به خدا گفت : من به اندازه ی .... من به اندازه ی گلهای بهشت .....نه ... به اندازه عرش ..نه ....نه من به اندازه ی تنهاییت ، ای هستی من ، .. دوستدارت هستم !! اَدم ،.. کوله اش را بر داشت خسته و سخت قدم بر می داشت !... راهی ظلمت پر شور زمین .. طفلکی بنده غمگین اَدم!.. در میان لحظه ی جانکاه ، هبوط ... زیر لبهای خدا باز شنید ،... نازنینم اَدم !... نه به اندازه ی تنهایی من ... نه به اندازه ی عرش... نه به اندازه ی گلهای بهشت !... که به اندازه یک دانه گندم ، تو فقط یادم باش !!! نازنینم اَدم .... نبری از یادم ...
کاش گاهی مرد بودم!!! میروم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه ی خویش بخدا میبرم از شهر شما دل شوریده و دیوانه ی خویش میبرم تا که در آن نقطه ی دور شستشویش دهم از رنگ گناه شستشویش دهم از لکه ی عشق زین همه خواهش بیجا و تباه می برم تا ز تو دورش سازم ز تو ای جلوه ی امید محال می برم زنده به گورش سازم تا ازین پس نکند یاد وصال ناله می لرزد،میرقصد اشک آه!بگذار که بگریزم من از تو ای چشمه ی جوشان گناه شاید آن به که بپرهیزم من بخدا غنچه ی شادی بودم دست عشق آمد و از شاخم چید شعله ی آه شدم صد افسوس که لبم باز برآن لب نرسید عاقبت بند سفر پایم بست می روم خنده به لب ،خونین دل می روم از دل من دست بدار ای امید عبث بی حاصل
یك
"برو" بر زبانم آمد
به
خاطر تو...
و
هزاران هزار "بمان" در دلم ماند ،كه ماند،كه ماند... ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﺍﻭﺭﺩ ﺍﺯ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺭﻓﻌﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯼ
... ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺑﻢ ... ﭘَﺮﯼ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ! ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ... ﻫﻮﺍﯼ ﺍﺗﺎﻕ ﺧﻔﻪ ﺍﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ! ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﭼﻪ ﮐﻨﻢ... ﭼﻨﮓ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺑﯽ ﮐﺴﯿﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﭽﺎﻟﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺑﻪ ﺍﻧﮑﺎﺭ... ﻭﻟﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ! ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻢ ﺑﻐﺾ ﺩﺍﺭﻧﺪ ... ﻣﯽ ﺑﺎﺭﻧﺪ ... ﺳﮑﻮﺕ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ! ﻣﭽﺎﻟﻪ ... ﻓﺸﺮﺩﻩ ... ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻏﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﺸﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﺗﺎ ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﻢ ﺳﮑﻮﺕ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﻟﺮﺯﺵ ﺩﺳﺘﺎﻧﻢ ﺳﺎﮐﻦ ... ﺿﺮﺑﺎﻥ ﻗﻠﺒﻢ ﺭﻭﺯﯼ ﯾﮑﯽ ﮐﻢ می شوﺩ ﮐﺎﺵ ﺧﺪﺍ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻨﺪ ... ﺗﺎ ﻧﻤﺮﺩﻩ ﺍﻡ!
جـــلـــويـــ آيـــنـــهـــ
مـــيـــ ايـــســـتـــمـــ مـטּ בُפֿـتر هـستـمــ و تـو مـَرב ! امـــآ ... نـگرآטּ نبـآشــ بـہ ڪســے نـخوآهـَمـ گـفـتــ ڪہ בر پس ِ مـشڪلآتــ و בرבهـآیـے ڪہ تـو بـرآیـمـ سـآخـتـے و تحمـل
ڪرבمـ ... בر پس ِ نـآمرבے و نـآمـهربانے هـآیـے ڪہ בیـدمـــ و בمــــ
نـزבمـــ ... בر پس ِ بـے مـعرفـتـے هـآیـے ڪہ בیدمـ و معرفتــ هــآیـے ڪہ بہ خـرج בآבمـــ ، مـטּ مــَرב تــَر بـوבمـــ ! وقتی میگفت دوست دارم
به تو میگن جنس قوی ؛ به من میگن
ضعیفه بفهم!!!
ببخشم... اشتباه کردم. کمکم کن تکرار نشه! واقعا معذرت می خوام! خودتم می دونی که من تقصیر آنچنانی نداشتم. شبی بدی بود دیشب... تنهام نذاری! خدام تویی ها؟ مواظبم باش خدایا؟ یعنی واقعا هنوز یادتم؟؟؟ بخاطر همه چی شکرت... اینبار آنچنان رفتنی ام … که ، کاسه های آب را هم قسم دهی نه آن روزها باز میگردند و نه من . . . دلت را بشنود... و تو خو بگیری به ماندنش
چه احساس خط خطی و
مبهم ایست! این عاشقانه های حسود من . . . بازهم آمدی تو بر سر راهم آی عشق میکنی دوباره گمراهم در راه من جوانی را به سر کردم تنها از دیار خود سفر کردم دیریست قلب من از عاشقی سیر است خسته از صدای زنجیر است خسته از صدای زنجیر است دریا اولین عشق مرا بردی دنیا دم به دم مرا تو آزردی دریا سرنوشتم را به یاد آور دنیا سرگذشتم را مکن باور من غریبی قصه پردازم چون غریقی غرقه در رازم گم شدم در غربت دریا بی نشان و بی هم آوازم میروم شب ها به ساحل ها تا بیابم خلوت دل را روی موج خسته ی دریا مینویسم اوج غم ها را دریا اولین عشق مرا بردی دنیا دم به دم مرا تو آزردی دریا سرنوشتم را به یاد آور دنیا سرگذشتم را مکن باور من غریبی قصه پردازم چون غریقی غرقه در رازم گم شدم در غربت دریا بی نشان و بی هم آوازم میروم شب ها به ساحل ها تا بیابم خلوت دل را روی موج خسته ی دریا مینویسم اوج غم ها را بازهم آمدی تو بر سر راهم آی عشق میکنی دوباره گمراهم در راه من جوانی را به سر کردم تنها از دیار خود سفر کردم دیریست قلب من از عاشقی سیر است خسته از صدای زنجیر است ﺑـﺎﺯﻫﻢ
ﻣﺜـﻞ ﻫﻤﯿشه ﺗﻨﻬﺎ که ﻣﯿﺸـﻮﻡ. . . ﺩﯾـﻮﺍﺭ
ﺍﺗﺎﻕ ﭘﻨﺎﻫﻢ ﻣﯿﺪﻫﺪ. . . ﺑـﯽ
ﭘﻨﺎه که ﺑﺎﺷﯽ ﻗﺪﺭ ﺩﯾـﻮﺍﺭ ﺭﺍ خوب ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ! . . . هنوز
برایت می نویسم! درست شبیه پسرکی نابینا که هر روز
برای ماهی قرمز مرده اش غذا می ریزد...
میشد تنهایی آم را به خیابان بیاورم!!!
سیگاری دود کنم!!…
و نـگـران نـگـاه هـای مـردم نـبـاشـم !!!
کـاش گـاهـی مـرد بـودم !!!
مـی شـد شـادی اَم را بـہ کـوچـه
هـا بـریـزم …
بـا صـدای بـلـنـد بـخـنـدم٬
و هـیـچ مـاشـیـنـی بـرای سـوار کـردنـم
تـرمـز نـکـنـد...
کــه تیــــغ هـایـش دنیــاے امنـــے بــرایـــش
ســـاخـتــــه
امــا حـســـرتـــــ نـــوازشـے عاشقـــــانــه
تـا ابـــــــد بـر دلــش مـانــــده
استــــ . . .
خـــودمـــ رآ در آنـــ مـــيـــ
بـــيـــنـــمـــ و
دســـتـــ رويـــ شـــآنـــهـــ امـــ
مـــيـــ گـــذآرمـــ و
مـــيـــ گـــويـــمـــ :
عـــجـــبـــ طـــآقـــتـــيـــ دآرد
دلـــتـــ....
فقط لبخند میزدم
اونم کلی از دستم ناراحت میشد و میگفت:
چیه باور نمیکنی؟
نه اینکه اونو باور نداشته باشم....نه
اما تجربه ثابت کرده بود که من
آدم دوست داشتنی نیستم.
چون ساده هستم و صادق و بی سیاست!
بقیه ش
ولی یادت باشه
همین قوی ها ۹ ما تو یه وجب از وجود همین
ضعیفه شکل گرفتن !
به تو میگن شیر مرد ؛ به من میگن ضعیفه
ولی یادت باشه
همین شیر مرد ها ۲ سال عصاره ی همین
ضعیفه رو مکیدن که شدن شیر مرد !
ضعیفه ای که ۹ ماه درد میکشه تا من و تو
رو به دنیا بیاره و تربیت بکنه تا بزرگ بشیم و تحویل جامعه بده ؛ ضعیف نیست!
خیـــــلــــی ســـخــتـــه
بــاهاش آخـــریــن قـــرارو
بـــذاری
تـــا بـــعـــدش از هــــم جدا
شـــیدتــو با بـــغـــض صـــحــبــت
کنــی
امـــا اون گـــوشــیــش
هـــر چند دقیـــقه
SMS بیاد ومــوقع خـــوندن SMS
هـــی
همــونجوری بــخنده که تــو دوس داری !
"خــــــــیـــلـــی ســـخـــتـــه...
| Design By : Night Skin |



